ميرزا خانلرخان

48

سفرنامه خانلرخان اعتصام الملك ( فارسى )

الاقدس الاعلى بر آن ممالك مأمور شد ، عالم فانى را بدرود كرد . چون آن پادشاه خود از سلطانزادگان آلمان بود و صاحب تخت و تاج مملكت دانمارك شد ، آن دو ايالت آلمان هم كه « هولستن » و « شلزويك » باشد به اختيار ميل خود ربقه طاعت و رعيتى او را زيب رقبهء مفاخرت خود دانسته ، سالها بر اين برآمد و « فردريك » بلامزاحم بر دانمارك و آن دوش‌ها حكم رانده ، رفته‌رفته رجوع آن دوش‌ها از كنفدراسيون ژرمانيك موقوف و منقطع شد و مثل ملت دانمارك تصرفات و تدابير فردريك و اجزاى دولتش از براى مصالح امور خود كافى ديدند و چون فردريك بلا وارث بود ، ولايت‌عهد را به « كريستيان » كه يكى از احفاد سلاطين قديم دانمارك بود و به رزانت رأى و طبع سليم و مراتب تربيت او را شايسته ديد ، تفويض كرد . و در عهدنامه تصريح شد كه كريستيان وليعهد فردريك است و آنچه در تحت سلطنت و حكومت فردريك است بعد از او موافق اين عهدنامه بايد در تحت قلمرو سلطنت كريستيان باشد و چنانچه رسم است آن عهدنامه به امضاى همه دول بزرك يرپ خاصه دولت انگليس و فرانسه با قيد ضمانت حفظ فصول آن رسيده ، در دولت دانمارك محفوظ بود . بعد از انتقال فردريك كه سلطنت دانمارك و مضافات به حكم ولايت‌عهد به كريستيان تعلق گرفت . دوش‌ها خودسرى و آزادى سابق خود را سند كرده از اطاعت پادشاه دانمارك معرض شده ، خواستند كما فى السابق در امور خود رجوع به كنفدراسيون ژرمانيك نمايند . كريستيان به نص عهدنامه متمسك شده خود را مالك بالاستحقاق دوشىها دانست و به فرستادن قشون بحرى و برى و تهيهء جنگ اسباب استقلال و آثار سلطنت خود را در هولستن و شلزويك استحكام داد . اهل آنجا ملتجى به دول پروس و اتريش كه دول قويهء آلمانند شدند . آنها نيز بواسطه اهليت و اتفاق ملتى بحمايت آنها برخاستند . به دولت دانمارك اعلام كردند كه يا دوشىها را واگذار ، يا براى جنگ حاضر شو . كريستيان داورى به دولت انگليس و فرانسه برد و از آنها تصديق خواست . هردو دولت بر حقانيت